بینی و بین الله

بینی و بین الله

و کفی بالله شهیدا
و این بس که خداوند گواه است.
سوختن بهای ِ قرب است و چنین سوختنی را جز به پروانه گان بی پروای ِ عشق نمی دهند . آن که آتشی بر دل ندارد کجا می تواند بال در آتش بگشاید. «شهید سید مرتضی آوینی»

آخرین مطالب

۲۴ مطلب با موضوع «انکسار آینه» ثبت شده است

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

ان الله یدافع عن الذین آمنوا

اللهم صلی علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک


یا خیر حبیب و محبوب



۱ نظر ۲۰ شهریور ۹۴ ، ۰۲:۲۳
گمنام

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

ان الله یدافع عن الذین آمنوا

اللهم صلی علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




یا جابر العظم الکسیر

ما مسوول هستیم مسوول ماموریتی که یک روز از امام مان عجل الله تعالی فرجه گرفتیم.
من مسوول هستم مسوول در قبال برگ ماموریتی که یک روز ِبارانی، یک مرد بارانی پایش را ممهور کرد...

روزهایی ست که دل آدم ها بی روضه می گرید ...
برای مردی که فقط یک دسته می خواست که جزایر را پس بگیرد ...
برای مرد دلیری که یک تنه سپاهی را حریف بود اما محبوبش پای برگه ماموریتش نوشته بود فقط برو آب بیاور ... و او ....
روزهایی ست که دل آدم ها بی روضه گریه می کند....

یا ابا صالح ارشدنا الی الطریق رحمکم الله ...

۱ نظر ۱۴ شهریور ۹۴ ، ۰۲:۰۲
گمنام

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

ان الله یدافع عن الذین آمنوا

اللهم صلی علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک


 

غم ات سنگین است

دلم سبک نمی شود ... شانه هایت را پس نکش از چشم های ِ بارانی ام .


 

مهمان ِ بی قراری ِ درد ِ دلم شدی...

وقف ِ نگاه ِ توست هیاهوی ِ چشم هام...

 

 





۰ نظر ۱۲ اسفند ۹۱ ، ۲۰:۳۱
گمنام

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

ان الله یدافع عن الذین آمنوا

اللهم صلی علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

در علقمه

یاس ِقامت ات

چه بوسیدنی است ،

اخاء ...





۰ نظر ۲۶ دی ۹۱ ، ۲۰:۳۱
گمنام

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

ان الله یدافع عن الذین امنوا

اللهم صلی علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک



حکایت ِ کوچه را باید

از جگر ِ ارباً اربای ِ تو بپرسد، زینب  ...

سلام الله علیهما


_________

نوا [ ...تکراری ست... ]





۰ نظر ۲۲ دی ۹۱ ، ۲۰:۳۱
گمنام

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

ان الله یدافع عن الذین امنوا

اللهم صلی علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک



علی اکبر

               نام اش ...

                           روضه های ِ ...

                                               یک ...

                                                           کوچه است... 








۰ نظر ۱۹ دی ۹۱ ، ۲۰:۳۱
گمنام

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

ان الله یدافع عن الذین امنوا

اللهم صلی علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک


خط های ِ دنیا روی ِ دامن سه ساله

 پر از نقطه است ...

نقطه های ِ بابا...




من تقلا کردن ام بی فایده ست پاشو ببین

حال دیگر گشته ام مانند زهرا مادرم

.

.

.

...





۰۱ دی ۹۱ ، ۲۰:۳۰
گمنام

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

ان الله یدافع عن الذین آمنوا

اللهم صلی علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک


کوچک بود
اما
مردبود ...

آری مردی کـ به قد و قواره نیست ...

۲۹ مهر ۹۱ ، ۲۰:۳۰
گمنام

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

اللهم صل ِ علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک


روزهای ِ غربت ِمادر،

کجا بودی

عمو

... !؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


بیت الاحزان ، قبله ِ رنج ِ آدمی ست .

«شهید سید مرتضی آوینی»


اشکانه :

سیّدِ مظلوم و دل سوخته ِ من ،

شهادتت مبارک .






۱۹ فروردين ۹۱ ، ۱۹:۳۰
گمنام

؞زنی نزد ِ امام ِ صادق علیه السلام آمد و گفت : پسر ِ من دیر زمانی است که به سفر رفته است و من خیلی مشتاق ِ آمدن او و دیدن اش شده ام برای ِ من دعا کنید . 

امام به او فرمود : صبور باش. زن مدتی به سفارش ِ امام عمل کرد و دوباره آمد و از بسیار طول کشیدن دوری فرزندش شِکوه کرد.

امام علیه السلام فرمود: مگر به تو نگفتم صبر پیشه کن.زن گفت: ای فرزند پیامبر خدا چه قدر صبر کنم؟ به خدا قسم صبرم تمام شد!

امام علیه السلام فرمود: به خانه‌ات برگرد که پسرت را باز گشته از سفر خواهی یافت.

زن سراسیمه به خانه آمد و دید پسرش از راه رسیده است ! او دست پسر را گرفت و وی را نزد امام صادق علیه السلام آورد و گفت: ببینم، آیا بعد از پیامبر هم به کسی وحی می شود؟!


امام فرمود: نه، لکِنْ عَنْدَ فَناءِ الصَّبْرِ یَأْتی الفَرَج: صبر که تمام شود گشایش می رسد.

 تو آن گاه که گفتی صبرم تمام شد فهمیدم که خدا با آمدن پسرت نگرانی تو را برطرف کرده است.

.

.

؞ وقتی تو این همه می باری

من بغض هایم را می خورم که دامن ام فقط وقف ِ اشک های تو باشد

وقتی تو نفس ات این همه سنگین می شود

من نفس هایم را نمی کشم که تو راحت نفس بکشی

لکن عند َ فناء ِ الصبر یأتی الفرج.

.

و تنها "تو" ! می بینی حلقه ِ اشکی را که نمی بارد و سینه تنگی را که نفس اش نیست !

اللهم لک الحمد ُ حمد الشاکرین

 





۰۵ مهر ۹۰ ، ۲۰:۳۰
گمنام